بخشی از متن کتاب:
پادشاهی دختری داشت که به طور باورنکردنی زیبا بود. اما این دختر به حدی مغرور و متکبر بود که هیچ خواستگاری را لایق خود نمیدانست. نه تنها همهی آنها را از خود میراند، بلکه آنها را دست میانداخت و مسخره میکرد.
یک روز پادشاه اعلام کرد که میخواهد جشن بزرگی برگزار کند و به همین بهانه، تمامی جوانان را از دور و نزدیک دعوت کرد تا اگر مایلند از شاهزاده خانم خواستگاری کنند.
لبخند بزنید
سامی و مرد فضایی
دایرة المعارف کوچک من درباره ی بدن من
مجموعه آقا گرگه - آقا گرگه رنگ خودش را عوض میکند
دانشوران دیروز و امروز - بنیانگذار دانش ژنتیک: گرگور مندل
مجموعه آقا گرگه - آقا گرگه به سفر دور دنیا میرود
شگفتی های جهان - آتش نشان ها
دایرة المعارف کوچک من دربارهی حواس پنجگانه
دانشوران دیروز و امروز - کشف جهان درون ماده: ماکس پلانک
روزی بود روزی نبود - دزد و آرزو 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.