بخشی از متن کتاب:
یونان که میترسید جنون خونبار کالیگولای ستمگر جنگی بر پا کند و آنها در این جنگ شکستهای زیادی متحمل شوند، پذیرفت که کالیگولا امپراطور روم از سرزمینهای آنها بازدید کند. برای استقبال و تحتتأثیر قرار دادن امپراطور دوم به سرعت فرستادههایی به هرشهر فرستاده شد. اما همهی آنها از ترس بیرحمی و وحشیگری امپراطور به خود میلرزیدند و با خود میگفتند: ممکن است مجبور شویم هر فرد گستاخی را که در برابر امپراطور حتی دهان دره کند، بکشیم.
مجموعه ماجراهای امیل 1 – امیل و موش خرمای آبزیرکاه
روزی بود روزی نبود - دزد و آرزو
افسانههای ملل 4 - افسانههای اژدها، روباه و غولها
افسانههای ملل برای کودکان ۴ - قصههای گیاهان و میوهها
قصه بچه گرگی که اسم نداشت 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.