بخشی از متن کتاب:
یونان که میترسید جنون خونبار کالیگولای ستمگر جنگی بر پا کند و آنها در این جنگ شکستهای زیادی متحمل شوند، پذیرفت که کالیگولا امپراطور روم از سرزمینهای آنها بازدید کند. برای استقبال و تحتتأثیر قرار دادن امپراطور دوم به سرعت فرستادههایی به هرشهر فرستاده شد. اما همهی آنها از ترس بیرحمی و وحشیگری امپراطور به خود میلرزیدند و با خود میگفتند: ممکن است مجبور شویم هر فرد گستاخی را که در برابر امپراطور حتی دهان دره کند، بکشیم.
چراهای شگفتانگیز ایرانشناسی - استان ایلام
افسانههای ملل برای کودکان ۹ - قصههای خوراکیها و شکموها
افسانههای ملل برای کودکان ۶ - قصههای مهر و دوستی
روزی بود روزی نبود - کوزهی عسل
افسانههای ملل برای کودکان ۱۰ - قصههای جانوران اینجا و آنجا
قصهی ما همین بود 1
روزی بود روزی نبود - دزد و آرزو
روزی بود روزی نبود - طوطی و شکر
افسانههای ملل 4 - افسانههای اژدها، روباه و غولها
حکایت های بهلول 5 - خر باسواد! 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.