آساره هنگام گشتوگذار در جنگل، جایی که یکی دو بار حیواناتی را از چنگ شکارچیان بیرحم و سودجو نجات داده، با گوزنی مرموز آشنا میشود. دختر در عین ناباوری درمییابد که این حیوان همان گوزن افسانهای یعنی ماغماه است که از حیات وحش نگهبانی میکند.
مردی سودجو که پی به این رابطه برده، قصد دارد که به وسیلهی آساره به سرچشمهی زندگی جاودان برسد. چرا که ماغماه، پیامآورِ پادشاه روشنایی است و هر کس با او در ارتباط باشد، به چشمهی حیات راه دارد.
وقتی من بچه بودم
لبخند بزنید
شگفتیهای جهان - هواشناسی
دایرة المعارف کوچک من درباره ی بدن من
فریدر 3 - فریدر و مامان بزرگ با هم داد میزنند!
کودک دریا
دایرة المعارف کوچک من دربارهی آداب معاشرت
چراهای شگفتانگیز ایرانشناسی– استان سیستان و بلوچستان 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.