قصه‌های کربلا

حالا با ما هستی یا سپاه یزید؟!

گفتم:

نه با شما، نه با سپاه یزید بچه‌های من در کوفه غریب و تنها هستند. می ترسم ابن زیاد آن‌ها را از بین ببرد. من می‌خواهم به خانه‌ام برگردم امام حسین (ع) که از حرفم ناراحت شده بود گفت:

برو.. اما به جایی برو که وقتی ما فریاد زدیم و کمک خواستیم صدایمان را نشنوی.

چون اگر کسی فریاد ما را بشنود و کمک‌مان نکند مجازات خواهد شد.

من به سرعت از کربلا فرار کردم .حالا من یک فراری ام یک فراری ترسو که پسر پیامبر خدا را تنها گذاشته است…

 

40،000 تومان

شناسه محصول: 9786004133319 دسته: , برچسب: ,