مرد گفت: حرف هایی را که به مادرت گفتی، واقعیت نداشته؟ نه؟
کدام حرف ها؟
. زن گفت: این که به بز تبدیل شده بودی! نابینا شده بودی و جنگلبان پیر تو را به خانه ی مادر بزرگت برگرداند.چرا! همه اش راست بود.
. زن گفت: شوخی می کنی؛ لابد داشتی قصه ی جدید مادر بزرگت را برای مادرت تعریف می کردی.
قصه ی جدید مادر بزرگم؟ آن هم با تلفنه همراه آقای شما؟ نه!
. زن گفت:چرا ؛ قصه بود.
. مرد ادامه داد:همه ی حرف هایت قصه بود.
اصلا خودت هم توی قصه زندگی می کنی؛ وجود نداری!
دارم!
.. زن گفت: نداری!
| نویسنده | |
|---|---|
| تعداد صفحات | 24 |
| زبان | فارسی |
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مثل یک بازی” لغو پاسخ
محصولات مشابه
-20%
نوجوان
-10%
کتاب های ویژه
-10%
کتاب های ویژه
دریاچهی آخر دنیا
کتابخانه کلاسیک - سه تفنگدار
کتابخانه ی کلاسیک - گوژپشت نتردام
کتابخانه کلاسیک - تام سایر
چراهای شگفتانگیز ایرانشناسی – استان خراسان رضوی
چشمهای لیندا
سه گانه نگهبانان 3 - گذر جانوران
قرآن کریم برای نوجوانان: جزء سیام
افسانههای ملل برای کودکان ۳ - قصههای حیله و حیلهگری
ماه بر فراز های استریت
ملکهی سیاه پوش 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.