افسانه‌های ملل ۳: افسانه‌های عاشقانه، خیال‌انگیز و عرب

30،000 تومان

آسواپاتی پادشاهی بود عادل که صاحب فرزند نمی‌شد. عاقبت بعد از سال‌ها نیایش به درگاه گایاتری، الهه محبت، همسر او دختری به دنیا آورد که نام او را ساویتری گذاشتند. بعد از چند سال، آوازه زیبایی و هوشمندی این دختر در همه جا پیچید. چشمان او مانند نور آفتاب می‌درخشیدند. صورت او مثل برگ نیلوفر آبی، شاداب و دلپذیر بود. او به رویایی طلایی می‌ماند.