این کتاب جلد دهم از مجموعه کتابهای «داستانهای دکتر دولیتل» است.
«نفس کشیدن برایمان هنوز کمی مشکل بود. ما مجبور بودیم که هنوز زنگولههای ماه را در دسترس نگه داریم. این زنگولهها گلهای نارنجی بسیار بزرگی بودند که بید برای ما آورده بود و عطر یا گاز آن ما را قادر میساخت که از کمربند بدون هوای زمین و ماه عبور کنیم.»
تیمی هالو 3 - دوباره به هم رسیدیم
سی و پنجم ماه مه
دایرة المعارف پیامبران- پیامبرانی که نامشان در قرآن آمده
چشمهای لیندا
من روز یکشنبه به دنیا آمدم
مادرم ازدواج کرد و مصیبتهای بعدی 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.