دربارهی نویسندهی کتاب:
ارزولا ایسبل را استاد داستانهای ترسناک میدانند.
«روی بالاترین پله، آلکس ایستاده بود. دستهایش را به نردهها گرفته بود. به قدری شبیه من بود که یک لحظه نفسم در سینه حبس شد. چهرهای با گونههای برجسته، دماغ کوچک، چشمهای آبی زیر موهای سیاه… حس کردم خودم را در آینه میبینم.»
فنقلی و آنتون
دژ سرخ ۵ - کوه آتش
مادرم ازدواج کرد و مصیبتهای بعدی
طلسم دراگونا 3- سوگند افسونگر 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.