دربارهی نویسندهی کتاب:
ارزولا ایسبل را استاد داستانهای ترسناک میدانند.
«روی بالاترین پله، آلکس ایستاده بود. دستهایش را به نردهها گرفته بود. به قدری شبیه من بود که یک لحظه نفسم در سینه حبس شد. چهرهای با گونههای برجسته، دماغ کوچک، چشمهای آبی زیر موهای سیاه… حس کردم خودم را در آینه میبینم.»
کتاب خبر ۵ - پیادهروی روی بند رخت
ماجرای خانم شارلوت 7 - خانم معلم معرکه
فرهنگ ریاضی مدرسه
توبیاس و فرشته
روزی بود روزی نبود (مجموعه ی 3جلدی)
وقتی من بچه بودم 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.