دربارهی نویسندهی کتاب:
ارزولا ایسبل را استاد داستانهای ترسناک میدانند.
«روی بالاترین پله، آلکس ایستاده بود. دستهایش را به نردهها گرفته بود. به قدری شبیه من بود که یک لحظه نفسم در سینه حبس شد. چهرهای با گونههای برجسته، دماغ کوچک، چشمهای آبی زیر موهای سیاه… حس کردم خودم را در آینه میبینم.»
عموجان
مدرسهی شبانهروزی اشباح
هدف نهایی
صورت زخمی
رویای اسب
راه شیطانی 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.