دوباره علفها را تند و تند جوید. یواش یواش علفها باز شدند. سمور آبی توی آب حرکت کرد. سنجاقک و خرگوش و لاکپشت با خوشحالی فریاد زدند: سمور آبی چشمهایش را باز کرد. آب داشت سمور رامیبرد. فریاد کشید: من خواب بودم. کی گره علفهایم را باز کرد؟
ناگهان آب رودخانه موج برداشت و شلپ و شولوپ سمور خوابآلود را با خودش برد. سنجاقک فریاد زد: نترس، نترس! مانجاتت دادیم.
دایرة المعارف محیط زیست و زندگی
خانوادهی شاد
سی و پنجم ماه مه
مجموعه آقا گرگه - آقا گرگه در زمان سفر میکند
پسران هاردی 9 - راز بزرگ فرودگاه
دایرة المعارف پیامبران- پیامبرانی که نامشان در قرآن آمده
تیمی هالو 3 - دوباره به هم رسیدیم
دایرة المعارف کوچک من درباره ی جانوران دنیا 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.