مینی و ماکس همیشه با هم به مدرسه میروند. خانهی ماکسی درست سرکوچه است. بیشتر اوقات او جلوی ساختمانشان منتظر میماند تا مینی از خانه بیرون بیاید.
وقتی مینی و ماکس دو روز بعد از تعطیلات عید پاک به مدرسه رفتند، آلکس هیجانزده به آنها گفت: دیروز یک نفر آلبوم فوتبال یو را دزدیده! وقتی به خانه رفته، آلبوم توی کوله پشتیاش نبوده!
الویرا گفت: دخترها این جور چیزها را نمیدزدند. کار یکی از پسرهای کلاسش بوده!
میشل گفت: شاید هم کار کس دیگری بوده. زنگ سوم کلاس چهارمیها توی سالن ورزش بودند. آن وقت یکی وارد کلاس خالی شده و از توی کوله پشتی آن را برداشته.
توی زنگ تفریح بزرگ، یو کلاس به کلاس رفت و برگهای را که کپی کرده بود، روی میز معلمها گذاشت. روی برگه با خط خوب نوشته بود:
دزد عزیز، آلبوم من برایم خیلی باارزش است. لطفاً آن را به من برگردان. آن را با پست برایم بفرست. اینطوری شناخته نمیشوی. آدرس من: خیابان لرشن 4/5 باتشکر فراوان یوهاسلینگر
چشمهای لیندا
من روز یکشنبه به دنیا آمدم
سایهای روی ارلن گروند 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.