افسانه‌های ملل ۴: افسانه‌های اژدها، روباه و غول‌ها

28،000 تومان

در زمان‌های قدیم بیوه زن دهقانی زندگی می‌کرد که خیلی فقیر بود. او تنها کسی که در این دنیا داشت پسری بود به نام جک و گاوی که اسمش «دیزل بل» بود.

جک کارهای کوچکی برای راحتی و خوشحالی مادرش انجام می‌داد، ولی او هیچ کاری را جدی نمی‌گرفت و در هیچ کاری پشتکار نداشت. جک همیشه با امیدواری به مادرش می‌گفت: مادر نگران نباش همه چیز درست می‌شود، خواهی دید. و به این ترتیب مادرش را بیش‌تر از خودش ناراضی می‌کرد.