بخشی از متن کتاب:
بعد، راه افتادند و رفتند خانهی چخه و پیشته. یواشکی از پنجره توی خانه را نگاه کردند. دیدند پیشته توی رختخواب خوابیده و همهاش میگوید: هاپیشته… هاپیشته…
پیشیها دلشان برای پیشته سوخت. آخر نوک دماغ او حسابی قرمز شده بود و بیحال بیحال بود.
چراهای شگفتانگیز ایرانشناسی – استان خوزستان
ماجرای خانم شارلوت 7 - خانم معلم معرکه
فرشته های زهرا
آقا پسر همهچیز دان ۷ - از دست خانم معلم ...!
دایرة المعارف تغذیه
چراهای شگفتانگیز - پنگوئنها
خانوادهی شاد
توبیاس و فرشته
کارخانهی شکلات ماهی ۱ - خانم آقای کلاهدودی 
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.