افسانه های ملل 24 – 12 مأموریت هرکول

آن شب در پشت دروازه‌ی شهر تبس، نگهبانان در حال چرت زدن بودند. فیلوس، یکی از نگهبانان صدایی شنید. بلافاصله از جا پرید و نیزه‌اش را کشید و فریاد زد:

دوستان، بیدار شوید!

سربازها بلافاصله از جا بلند شدند و به حال آماده‌باش در آمدند.

چند هفته‌ی پیش تله‌بی ها، یعنی قوم همسایه‌ی اهالی شهر تبس، اعلان جنگ کرده بودند. آمفی تریون، پادشاه تبس، هم که فرماندهی ارتش را به عهده داشت، آماده‌ی جنگیدن با آن‌ها بود. شهر تبس که دیگر جنگ‌جویانی دلیر و شجاع نداشت، در خطر بود.

 

قیمت اصلی: 70،000 تومان بود.قیمت فعلی: 58،000 تومان.